چالشهای حقوقی ناشی از تمرکز اختیارات در سازمان امور مالیاتی ایران
تمرکز شدید اختیارات در سازمان امور مالیاتی گرچه ممکن است از نظر اجرایی مزایایی مانند انسجام و سرعت در تصمیمگیری داشته باشد، اما از منظر حقوقی محل بحثهای جدی است در این گفتگو با آقای مسعود عرفی وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون مالیاتی کانون وکلای دادگستری مرکز، به ابعاد مختلف این مساله پرداخته ایم
مصاحبه با آقای مسعود عرفی درباره تمرکز اختیارات در سازمان امور مالیاتی ایران
زمان تقریبی مطالعه این مقاله؛ 15 دقیقه
چالشهای حقوقی ناشی از تمرکز اختیارات در سازمان امور مالیاتی ایران
بیان مسأله:
در ساختار کنونی نظام مالیاتی ایران، اختیارات گستردهای به سازمان امور مالیاتی اعطا شده است. از مرحله پیشنهاد و تدوین سیاستها تا اجرا و رسیدگی به دعاوی مالیاتی، این سازمان بهنوعی بازیگر اصلی و بیرقیب تلقی میشود. این تمرکز شدید اختیارات، گرچه ممکن است از نظر اجرایی مزایایی مانند انسجام و سرعت در تصمیمگیری داشته باشد، اما از منظر حقوقی محل بحثهای جدی است. این تمرکز ممکن است اصل تفکیک قوا، اصل دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی مؤدیان را مخدوش کند. در این مصاحبه با آقای مسعود عرفی وکیل پایه یک دادگستری، به ابعاد مختلف این موضوع پرداخته ایم با ما همراه باشید
جناب آقای عرفی لطفا بفرمایید که تمرکز اختیارات در سازمان امور مالیاتی از منظر حقوقی چه چالشهایی به همراه دارد؟
ضمن تشکر از سامانه «از نگاه وکیلان» بابت تلاشهای مجدانه جهت ارتقاء دانش حقوقی کاربران و هموطنان عزیز ، در پاسخ به سوال شما باید بگویم تمرکز گسترده اختیارات در سازمان امور مالیاتی از چند جنبهی حقوقی چالشبرانگیز است. نخست، اصل تفکیک قوا که یکی از اصول بنیادین حقوق عمومی است، ایجاب میکند که فرآیند قانونگذاری، اجرا و رسیدگی قضایی در نهادهای مستقلی انجام گیرد. در حالی که سازمان امور مالیاتی، هم در تدوین آییننامهها مشارکت دارد، هم وظیفه اجرا و تشخیص را بر عهده دارد و هم نقش شاکی در فرایند دادرسی را ایفا میکند. این وضعیت میتواند موجب تضعیف بیطرفی و افزایش احتمال تضییع حقوق مؤدیان شود.
سوال دوم: آیا این تمرکز اختیارات میتواند حقوق اساسی مؤدیان را تهدید کند؟
پاسخ وکیل:
بله، یکی از مهمترین حقوق مؤدیان، حق اعتراض و برخورداری از فرآیند دادرسی منصفانه است. هنگامی که نهادی که مالیات را تشخیص داده، خودش هم در مرحله اجرا ذینفع باشد و نقش تعیینکننده در اعتراضات ایفا کند، شفافیت و بیطرفی در فرایند دادرسی مالیاتی خدشهدار میشود. این مسأله بهویژه در مواردی که مؤدی با محدودیت دسترسی به اطلاعات یا فرصت محدود برای دفاع از خود روبروست، آشکارتر میشود.
سوال سوم: در نظامهای پیشرفته دنیا چگونه با این موضوع برخورد میشود؟
پاسخ وکیل:
در بسیاری از کشورها، ساختار مالیاتی به گونهای طراحی شده که سه حوزهی سیاستگذاری، اجرا و دادرسی از یکدیگر تفکیک شدهاند. برای مثال، در فرانسه و آلمان، دادرسی مالیاتی توسط دادگاههای تخصصی مستقل انجام میشود و سازمان مالیاتی صرفاً در نقش مجری و شاکی ظاهر میشود، نه قاضی. همچنین بسیاری از کشورها دارای نهادهای ناظر مستقل هستند که بر عملکرد سازمان مالیاتی نظارت میکنند تا از تضییع حقوق شهروندان جلوگیری شود.
سوال چهارم: از منظر حقوق عمومی، آیا برای رفع این چالشها راهکار قانونی وجود دارد؟
پاسخ وکیل:
بله. یکی از راهکارهای اصلی، بازطراحی ساختار حقوقی سازمان امور مالیاتی است تا به جای تمرکز، تفکیک وظایف اعمال شود. ایجاد یک نهاد مستقل برای رسیدگی به اعتراضات مالیاتی، واگذاری تدوین آییننامهها به نهادهای قانونگذاری مستقل، و تقویت نقش دیوان عدالت اداری بهعنوان مرجع تخصصی در این زمینه، از جمله اقدامات مؤثر در جهت ارتقای عدالت مالیاتی است.
سوال پنجم: آیا میتوان مشارکت نهادهای غیردولتی را در فرایند سیاستگذاری مالیاتی تقویت کرد؟
پاسخ وکیل:
قطعاً. یکی از دلایل تمرکز اختیارات، عدم حضور نهادهای ناظر و غیردولتی در فرآیند خطمشیگذاری است. حضور مؤسسات پژوهشی، نهادهای مدنی، انجمنهای صنفی و دانشگاهیان میتواند شفافیت و تعادل بیشتری در تصمیمگیریها ایجاد کند. این نهادها میتوانند بهعنوان صدای مؤدیان و عامه مردم عمل کرده و از تصویب و اجرای سیاستهایی که با عدالت مالیاتی سازگاری ندارند، جلوگیری کنند.
سوال ششم: در صورت استمرار این وضعیت، پیامدهای احتمالی آن برای اعتماد عمومی به نظام مالیاتی چیست؟
پاسخ وکیل:
اعتماد عمومی یکی از پایههای حیاتی برای اجرای موفق هر نظام مالیاتی است. وقتی مردم احساس کنند نظام مالیاتی ناعادلانه است یا حقوقشان در آن رعایت نمیشود، تمایل به پرداخت داوطلبانه مالیات کاهش مییابد و پدیدههایی مثل فرار مالیاتی و اقتصاد زیرزمینی افزایش مییابد. در نتیجه، نه تنها درآمدهای مالیاتی کاهش مییابد، بلکه مشروعیت دولت نیز زیر سؤال میرود.
سوال هفتم: نقش مجلس شورای اسلامی در کنترل این تمرکز چیست؟
پاسخ وکیل:
مجلس شورای اسلامی وظیفه نظارت بر قوه مجریه و همچنین تصویب قوانین را دارد. از این رو میتواند با تصویب قوانین محدودکننده یا اصلاح ساختار سازمان امور مالیاتی، نقش تعیینکنندهای در رفع این تمرکز ایفا کند. همچنین از طریق نظارتهای میدانی و دعوت از مسئولان سازمان مالیاتی برای پاسخگویی، میتواند بر فرآیندهای مالیاتی نظارت مؤثر داشته باشد.
نتیجهگیری:
تمرکز اختیارات در سازمان امور مالیاتی ایران از منظر حقوق عمومی و اصول بنیادین نظام دموکراتیک، یکی از چالشهای مهم است که میتواند منجر به کاهش اعتماد عمومی، تضعیف دادرسی منصفانه و نقض حقوق شهروندان شود. بازنگری در ساختار نهادی این سازمان و تلاش برای تفکیک وظایف، میتواند گام بزرگی در راستای اصلاحات نظام مالیاتی و تقویت حاکمیت قانون باشد.

